نيلوفر آبي
تو به من لبخند زدی دستانم راگرفتی وراه را آغاز کردیم من از خاک جدا شدم تو مرا برفراز کوهساران بردی فرا سوی رودخانه و موجها در سایه سار پلهاوجنگلها ودر چشم انداز چمنزاران من تازگی و طراوت را نفس میکشیدم زندگی مجموعه درسهایی است که باید با آنهازندگی کرد تا آنهارا فهمید.
نوشته شده در دوشنبه 2 شهریور1388ساعت
15:6 توسط نيلوفر| |
| Design By : Night Skin |

